|
|
 |  |
بررسی محاسبهٔ زمان سبت در کتاب مقدس
— سبت واقعاً چه زمانی آغاز میشود؟
سبت روز هفتمی است که خدا آن را برکت داد و مقدس ساخت. ایمانداران سبت را برای بهدستآوردن نجات نگاه نمیدارند؛ بلکه زیر فیض، کارهای عظیم خدا در آفرینش و رستگاری را به یاد میآورند و چشمبهراه آرامش ابدی آینده هستند.
امروزه دربارهٔ آغاز و پایان سبت دیدگاههای گوناگونی وجود دارد. برخی طبق سنت متأخر یهودی آن را از غروب جمعه تا غروب شنبه نگاه میدارند؛ برخی بر اساس زمان محلی غروب یا پدیدارشدن ستارگان حساب میکنند؛ برخی نیمهشبِ تقویم مدنی را مرز روز، یعنی نقطهٔ جدایی یک روز از روز بعد، میدانند. گروهی دیگر بر پایهٔ آیات گوناگون معتقدند یک روز کامل با زمان روشن روز آغاز میشود، از شامگاه و شب میگذرد و با آغاز روشنایی بعدی پایان مییابد. در این برداشت، سبت روز هفتم در روشنایی شنبه آغاز و با آغاز روشنایی یکشنبه پایان مییابد. این پژوهش پشتوانهٔ کتابمقدسی و تاریخی این دیدگاه را بررسی میکند.
1. «روز» در پیدایش چگونه شکل میگیرد؟
پیدایش 1:3–5 میگوید: خدا گفت: «روشنایی باشد»، و روشنایی شد. خدا دید که روشنایی نیکوست و روشنایی را از تاریکی جدا ساخت. خدا روشنایی را روز و تاریکی را شب نامید. شامگاه شد و بامداد شد: روز نخست.
معمولاً چنین پنداشته میشود که چون متن میگوید «شامگاه شد و بامداد شد»، روز باید از شامگاه آغاز شود. اما ترتیب روز نخست امکان دیگری را نیز نشان میدهد. در ابتدا زمین بیشکل و تهی بود و تاریکی بر ژرفا قرار داشت. تاریکی از پیش وجود داشت، ولی روشنایی که خدا آفرید هنوز پدیدار نشده بود. پس از فرمان «روشنایی باشد» نور پدید آمد و خدا آن را «روز» و تاریکی را «شب» نامید.
تاریکی آغازین → خدا روشنایی را میآفریند → روز → شامگاه → شب → بامداد → روز نخست کامل
این دقیقاً به معنی آغاز خودِ روز از شامگاه نیست. شامگاه گذار از پایان روشنایی به شب است و بامداد گذار از پایان شب به بازگشت روشنایی. بنابراین «شامگاه شد و بامداد شد: روز نخست» میتواند بدین معنا باشد که روز کامل آفرینش از روشنایی، شامگاه و شب گذشت تا به بامداد رسید؛ آنگاه روز نخست کامل شد و روز بعد آغاز گردید. از روز دوم ترتیب میتواند چنین باشد: روشنایی روز → شامگاه → شب → بامداد. یعنی روز نزدیک بامداد آغاز و بامداد بعد پایان مییابد. برخی پژوهشگران یهودی و کتاب مقدس نیز احتمال دادهاند که اسرائیل باستان در اصل روز را از بامداد تا بامداد حساب میکرد.
2. روز کفاره: آیا «از شامگاه تا شامگاه» حساب عمومی روز است یا حکمی ویژه؟
لاویان 23:27 میگوید: روز دهم این ماه هفتم، روز کفاره خواهد بود. اما آیهٔ 32 فرمان ویژه میدهد: از شامگاه روز نهم ماه تا شامگاه بعد، سبت خود را نگاه دارید.
اگر «شامگاه روز نهم» آغاز روز دهم بود، چرا متن همچنان آن را شامگاه نهم و نه شامگاه دهم مینامد؟ احتمال دیگر این است که مرز عادی تاریخ بامداد باقی مانده، ولی روزه و فروتنساختن جان برای روز کفاره زودتر، در شامگاه نهم، آغاز و تا شامگاه دهم ادامه یافته است.
روشنایی روز ۹ → شامگاه ۹ [آغاز روزه] → روشنایی روز ۱۰ [روز کفاره] → شامگاه ۱۰ [پایان روزه]
در این برداشت، «از شامگاه تا شامگاه» دورهٔ ویژهٔ رعایت روز کفاره را تعیین میکند، نه لزوماً مرز هر روز را. کتاب مقدس نمیگوید: «هر سبت هفتگی باید از شامگاه تا شامگاه نگاه داشته شود.» تعمیم این آیه به قاعدهای همگانی نیازمند پشتوانهٔ بیشتر است.
3. رابطهٔ «آن روز» و «بامداد»
لاویان 7:15 و 22:30 فرمان میدهند گوشت قربانی شکرگزاری در همان روز خورده شود و تا بامداد باقی نماند. تثنیه 21:23 نیز میگوید: جسد او شب تا صبح بر درخت نماند، بلکه همان روز دفن شود.
آن روز → شامگاه → شب → بامداد
این آیات بهطور طبیعی نشان میدهند که شامگاه و شب هنوز به «آن روز» تعلق دارند، در حالی که آمدن بامداد آغاز روز بعد را مشخص میکند. قربانی در شامگاه و شب همان روز خورده میشد، اما تا بامداد نمیماند. دستکم این عبارتها نشان میدهند که بامداد میتواند مرز روز، نقطهٔ جدایی یک روز و روز بعد، باشد.
4. خروج 16، مَنّا و نخستین رعایت ثبتشدهٔ سبت
قوم هر بامداد برای گردآوری مَنّا بیرون میرفتند. روز ششم دو برابر گرد آوردند. موسی گفت: فردا آرامیِ سبت و سبت مقدس برای خداوند است. خوراک را تا بامداد نگاه داشتند. سپس موسی در بامداد گفت: امروز آن را بخورید، زیرا امروز سبت خداوند است.
روز ششم: سهم دو برابر → شب میگذرد → بامداد → «امروز» سبت است
روایت نمیگوید موسی هنگام غروب روز ششم اعلام کرد «اکنون سبت آغاز شد». بلکه بامداد بعد، روز هفتم «امروز سبت است» نامیده میشود. این با حساب بامدادی سازگار است و میتواند مؤید آن باشد، هرچند بهتنهایی زمان دقیق آغاز سبت را تعیین نمیکند.
5. بستن دروازهها بهدست نحمیا بهتنهایی ثابت نمیکند سبت در غروب آغاز میشد
نحمیا 13:19 میگوید: هنگامی که دروازههای اورشلیم پیش از سبت رو به تاریکی گذاشت، فرمان دادم بسته شوند و تا پس از سبت گشوده نشوند. خود متن میگوید «پیش از سبت». این میتواند اقدام پیشگیرانهای باشد تا بازرگانان شبانه کالا نیاورند و روز سبت بعد تجارت نکنند. پس بستن دروازهها هنگام گرگومیش ≠ اثبات اینکه خود گرگومیش آغاز سبت بود. متن با تفسیر غروب سازگار است، اما بهتنهایی آن را ثابت نمیکند.
6. زمان دفن خداوند عیسی پرسشی مهم مطرح میکند
مرقس 15:42 میگوید: «چون شامگاه شد، زیرا روز تهیه، یعنی روز پیش از سبت بود…» شامگاه آمده بود، اما آن زمان همچنان «روز تهیه، روز پیش از سبت» نامیده میشد. در طبیعیترین خوانش، شامگاه رسیده بود ولی هنوز روز تهیه بود و سبت آغاز نشده بود.
یوسف رامهای جسد خداوند عیسی را از پیلاطس خواست. پیلاطس مرگ را از افسر رومی تأیید کرد و سپس جسد را سپرد. هنوز خرید کتان، پایین آوردن و آمادهکردن جسد، پیچیدن آن، گذاشتن در مقبرهٔ سنگی و غلتاندن سنگ بر دهانه باقی بود. یوحنا 19:39–40 میافزاید که نیقودیموس مقدار زیادی مُر و عود آورد و آن دو جسد را طبق رسم تدفین یهود آماده کردند. این کارها باید زمان قابل توجهی برده باشد.
لوقا 23:54 میگوید: «آن روز، روز تهیه بود و سبت نزدیک میشد.» فعل یونانی «نزدیک میشد»، ἐπέφωσκεν (epéphōsken) از ἐπιφώσκω (epiphōskō)، با پدیدارشدن نور، روشنشدن روز یا نزدیکشدن سپیده مرتبط است. بنابراین پرسش این است: آیا دفن خداوند عیسی در شامگاه روز تهیه آغاز شد، بخشی از شب ادامه یافت و با نزدیکشدن بامداد، هنگامی که سبت روز هفتم در آستانهٔ «سپیدهدمیدن» بود، پایان یافت؟
روشنایی روز تهیه: مصلوبشدن → شامگاه میرسد ولی هنوز روز تهیه است → یوسف جسد را میخواهد → یوسف و نیقودیموس آن را آماده و دفن میکنند → سبت نزدیک میشود
این تفسیر باید با دیدگاه سنتیِ آغاز فوری سبت در غروب جمعه مقایسه شود. یک واژهٔ یونانی بهتنهایی کل مسئله را حل نمیکند؛ کاربرد آن در بافتهای دیگر و روشهای حساب روز در میان یهودیان سدهٔ نخست نیز باید بررسی شود. با این همه، پرسشی که از خواندن مرقس و لوقا با هم پدید میآید نباید آسان کنار گذاشته شود.
7. متی 28:1: «پس از سبت، بهسوی سپیدهٔ روز نخست»
متن یونانی متی 28:1 زمان را چنین توصیف میکند: پس از سبت، هنگامی که بهسوی روز نخست هفته سپیده میدمید.
سبت کامل → شب میانجی به مرز بامداد میرسد → روز نخست طلوع میکند
این با آغاز روز نخست در سپیدهدم سازگار است. هر چهار انجیل میگویند زنان صبح زودِ روز نخست به مقبره رفتند. اگر سبت در غروب شنبه کاملاً پایان یافته بود، چرا همان شام نرفتند؟ امنیت، تاریکی یا دلایل عملی میتوانند تأخیر را توضیح دهند؛ پس این نکته بهتنهایی قطعی نیست، اما همراه آیات دیگر مهم است.
8. یوحنا 20:19: «شامگاه همان روز، روز نخست هفته»
یوحنا 20:19 میگوید: «در شامگاه همان روز، که روز نخست هفته بود…» در نظام متأخر غروب تا غروب، پس از غروب یکشنبه از نظر نظری روز دوم آغاز شده بود، اما یوحنا آن را همچنان شامگاه «همان روز، روز نخست» مینامد. این دستکم نشان میدهد نویسندهٔ عهد جدید میتوانست شامگاه پس از روشنایی را متعلق به همان «روز» بداند. برخی آن را اشارهای روایی به روز رستاخیز، نه تعریف فنی تقویم، میدانند؛ پس بهتر است همراه شواهد دیگر استفاده شود.
9. بخشهای عهد جدید که «روز بعد» پس از شامگاه یا شب میآید
مرقس 11 پس از آمدن شامگاه از «روز بعد» سخن میگوید. یوحنا 6 نخست شامگاه و تاریکی و سپس «روز بعد» را ذکر میکند. اعمال 4 میگوید چون شام بود، رسولان را تا «روز بعد» نگاه داشتند. اعمال 23 انتقال پولس در شب و سپس «روز بعد» را بیان میکند. اینها لزوماً فرمولهای سخت تقویمی نیستند، اما نشان میدهند نویسندگان کتاب مقدس همیشه شامگاه و شب را خودکار آغاز روز بعد نمیشمردند.
10. «دوازده ساعت» روز و زمانسنجی بر پایهٔ بامداد
خداوند عیسی گفت: «آیا روز دوازده ساعت نیست؟» — یوحنا 11:9 ساعت سوم، ششم و نهم تقریباً ۹ صبح، ظهر و ۳ بعدازظهر بود. این نشان میدهد ساعات روشن روز از صبح یا طلوع حساب میشد. اما آغاز دوازده ساعت روشن با مرز یک روز کامل ۲۴ ساعته لزوماً یکسان نیست. این مدرک ثابت نمیکند هر روز دقیقاً ساعت ۶ آغاز شود. امروز حدود ۶ تا ۷ صبح به وقت استاندارد محلی میتواند مرز عملی و یکنواختی باشد، ولی این روش اجرایی است، نه فرمان کتاب مقدس برای ساعت دقیق ۶.
11. روز و شب پیوسته در زمانهای تعیینشدهٔ خود بازمیگردند
ارمیا 33:20 میگوید: «خداوند چنین میگوید: اگر بتوانید عهد مرا با روز و عهد مرا با شب بشکنید، تا روز و شب در زمان تعیینشدهٔ خود نیایند…» ارمیا 33:25 بار دیگر به عهد خدا با روز و شب و نظم ثابت آسمان و زمین اشاره میکند.
روز در زمان خود میآید → شب در زمان خود میآید → روز دوباره بازمیگردد
همین جفت طبیعی در عبارتهای زیر تکرار میشود: سه روز و سه شب — 1 سموئیل 30:12؛ یونس 1:17؛ متی 12:40؛ هفت روز و هفت شب — ایوب 2:13؛ چهل روز و چهل شب — پیدایش 7:4،12؛ خروج 24:18؛ 34:28؛ تثنیه 9:9،18؛ 1 پادشاهان 19:8؛ متی 4:2. «روز» معمولاً زمان روشنایی و «شب» زمان تاریکی است: روشنایی روز → شامگاه → شب → بازگشت روشنایی. این بهتنهایی مرز فنی هر تاریخ را ثابت نمیکند، اما پیوند طبیعی روشنایی و شب پس از آن را در بیان روزهای کامل نشان میدهد.
12. اختلافهای تقویمی در دورهٔ معبد دوم وجود داشت
اسرائیل باستان لزوماً در سراسر تاریخ خود تنها یک تقویم تغییرناپذیر نداشت. کتاب یوبیلها و سنتهای نجومی 1 خنوخ بر تقویم خورشیدی ۳۶۴ روزه، یعنی دقیقاً ۵۲ هفتهٔ کامل، تأکید دارند. یوبیلها 6 هشدار میدهد که تعیین تاریخ بر اساس مشاهدهٔ ماه میتواند جشنها و سبتها را آشفته کند. این وجود اختلافهای مهم تقویمی در دورهٔ معبد دوم را نشان میدهد. حتی اگر بخشهایی از یوبیلها آغاز تاریخ تازه پس از غروب را بازتاب دهند، ثابت نمیکند که این لزوماً نظام اصلی موسی بود؛ یوبیلها خود نمایندهٔ یک سنت خاص همان دوره است.
13. برخی پژوهشگران یهودی جدید نیز مرز بامدادیِ روز در اسرائیل نخستین را مطرح کردهاند
جولیان مورگنسترن گفت اسرائیل نخستین روز را از طلوع یا سپیده تا طلوع یا سپیدهٔ بعد حساب میکرد و نظام غروب تا غروب بعداً پدید آمد. یعقوب ز. لاوترباخ دیدگاهی مشابه ارائه کرد: حساب پیش از تبعید لزوماً با نظام ربانی متأخر یکسان نبود و برخی رسوم معبد اصل کهنِ آمدن شب پس از روشنایی پیشین را نگه داشتند. P. J. Heawood نیز احتمال مرز بامدادی را بر پایهٔ قوانین قربانی، پیدایش و عهد جدید بررسی کرد. این پژوهشها اجماع علمی را ثابت نمیکنند، اما نشان میدهند این دیدگاه اختراعی مدرن و بیسابقه نیست.
14. مصائب خداوند و «روز سوم»
هر چهار انجیل روز مصلوبشدن خداوند عیسی را روز تهیه مینامند. خداوند بارها پیشگویی کرد که روز سوم برخواهد خاست. در لوقا 24:21، بعدازظهر روز نخست، شاگردان راه عمواس میگویند: «امروز سومین روز از رویدادن این امور است.»
جمعه = روز نخست شنبه = روز دوم یکشنبه = روز سوم
این با «برخاستن در روز سوم» سازگار است. بنابراین فقط برای توضیح «سه روز و سه شب» نیازی نیست مصلوبشدن به پنجشنبه منتقل شود.
15. «سه روز و سه شب در دل زمین» لزوماً به معنی «سه روز و سه شب کامل در قبر» نیست
متی 12:40 میگوید: «پسر انسان سه روز و سه شب در دل زمین خواهد بود.» عبارت «دل زمین» است، نه عبارت عادی «در قبری زیر زمین». هنگام دستگیری در جتسیمانی، خداوند گفت: «این ساعت شما و قدرت تاریکی است.» — لوقا 22:53
یک تفسیر روحانی ممکن این است که خداوند از دستگیری در شب پنجشنبه وارد دورهٔ تسلیم به قدرتهای جهان و «قدرت تاریکی» شد: شب پنجشنبه روز جمعه شب جمعه روز شنبه شب شنبه بامداد زود یکشنبه. اینها را میتوان سه شب و سه دورهٔ روشنایی شمرد، در حالی که خداوند جمعه مصلوب و روز سوم، یکشنبه، برخاست.
16. چارچوب مقایسهای هفتاد و دو ترکیب ممکن
با ترکیب ترتیب شب–روز یا روز–شب؛ رنج خداوند در روز چهارم، پنجم یا ششم؛ رستاخیز در شب/روز هفتم یا شب/روز نخست؛ و شمارش «سه روز و سه شب» از دفن، مرگ یا دستگیری، حاصل 2 × 3 × 4 × 3 = 72 احتمال است.
این احتمالها با چهار شرط سنجیده میشوند: خداوند روز سوم برخاست؛ سه روز و سه شب در دل زمین بود؛ بعدازظهر روز نخست هنوز روز سوم نامیده شد؛ شامگاه مصلوبیت هنوز روز تهیه بود. این چارچوب ابزار مقایسه است، نه اثبات ریاضی، زیرا متغیرها تفسیری و لزوماً مستقل نیستند. ترکیبی که سازگارتر به نظر میرسد چنین است: روز با روشنایی آغاز میشود؛ خداوند شب پنجشنبه دستگیر شد، جمعه رنج برد، بامداد یکشنبه برخاست؛ و سه روز و سه شب از ورود او زیر قدرت تاریکی در شب پنجشنبه حساب میشود.
17. نتیجهگیری
با بررسی همزمان پیدایش، شریعت موسی، کتابهای تاریخی، انجیلها، دیگر روایتهای عهد جدید، ادبیات معبد دوم و پژوهشهای تقویم باستانی یهود، نتیجهای شایستهٔ توجه جدی پدید میآید: هیچ آیهای صریحاً نمیگوید: «سبت هفتگی باید همیشه از غروب جمعه تا غروب شنبه نگاه داشته شود.»
برعکس، آیات بسیاری بامداد را دارای معنای آغاز روز تازه، روشنایی را پیش از شامگاه و شب و سپس بامداد بعد، صبح پس از گذشت شب روز ششم را «امروز سبت»، و در برخی روایتهای عهد جدید شامگاه را همچنان وابسته به همان روز پیشین نشان میدهند. فرمان لاویان 23 دربارهٔ رعایت روز کفاره «از شامگاه تا شامگاه» قانون ویژهٔ آن روز مقدس است و بدون شاهد بیشتر نباید خودکار به فرمول همگانیِ مرز روز برای هر سبت تبدیل شود.
بنابراین میتوان بهطور معقول پیشنهاد کرد که سبت روز هفتم تمام روز هفتم را دربر میگیرد—از آغاز روشنایی شنبه، از شامگاه و شب شنبه، تا آغاز روشنایی یکشنبه. چون طلوع با فصل و عرض جغرافیایی تغییر میکند و برخی مناطق گاهی طلوع یا غروب عادی ندارند، حدود ساعت ۶ تا ۷ صبح به وقت استاندارد محلی میتواند مرز عملی باشد. مهم بحث بر سر چند دقیقه نیست، بلکه شناختن این است که سبت روز هفتمِ برکتیافتهٔ خداست.
جمعه روز تهیه است. از آغاز روشنایی روز هفتم تا آغاز روشنایی روز بعد، ایمانداران آفرینش و رستگاری خدا را به یاد میآورند، از آرامش او زیر فیض بهره میبرند و منتظر آرامش ابدی هستند.
«اگر پای خود را در سبت بازداری و در روز مقدس من خواهش خود را بهجا نیاوری، سبت را لذت و روز مقدس خدا را محترم بخوانی و آن را حرمت نهی، راه خود را نروی، خوشی خود را نجویی و سخن خود را نگویی، آنگاه در خدا لذت خواهی برد؛ او تو را بر بلندیهای زمین سوار خواهد کرد و از میراث پدرت یعقوب خواهد خورانید، زیرا دهان خدا سخن گفته است.» — اشعیا 58:13–14
| | |